English | Persian
  امروز: دوشنبه ١۵ شهریور ١٣٨٩  
وبلاگ  |  زندگینامه  |  پیشینه کاری   |  پروژه کیش   |  دیدگاهها   |  فعالیتهای فرهنگی اجتماعی   وب سایت   لینک ها
 
     مهندس جرجاني رفت (22اسفند 1386) 86/12/25

مهندس جرجانی رفت

مهندس فضل الله جرجانی شخصیتی ویژه داشت. او در سال ۱۳۶۷ با ساخت نمایشگاه سازمان عمران کیش در نمایشگاه بین المللی تهران همکاریش را با کیش آغاز کرد. او با همه محدودیت های آن روز سازمان، توانست غرفه ای زیبا برای کیش تدارک کند که در نمایشگاه بنام عروس غرفه ها نام گرفت. آشنایی بسیاری از مردم با کیش از طریق همین نمایشگاه آغاز شد . صفا، صداقت و هنرمندی و آگاهیش موجب شد که او را بعد از نمایشگاه رها نکنیم و برای توسعه کیش دعوت شد. کار در کیش در آن زمان بسیار دشوار بود او با همه دشواریها کنار آمد و با صداقت ایستاد و با همه سختی ها مقابله کرد. علاقه آقای جرجانی به کیش موجب شد تا بتوانیم به کمک او کیش را برای حضور دیگر فعالان کیش آماده کنیم.

قدیمی های کیش کار شبانه روزی و طاقت فرسای او را در آماده سازی ساختمان ساحل (کازینو) بیاد دارند.ساختمان دائمی  نمایشگاه کیش در نمایشگاه بین المللی تهران در سال ۱۳۶۸ با همه مشکلات ظرف ۱۱۰ روز بصورت باشکوهی توسط ایشان ساخته شد که جلوه ای از همت ، هنرمندی وتوان مهندس جرجانی و شکوفایی کیش را به نمایش گذاشت.

 

زنده یاد جرجانی علاوه بر خصلت های زیبای انسانی و توانایی در ارتباطات اجتماعی ، معماری شایسته و ارزنده بود او فارغ التحصیل فوق لیسانس معماری از دانشگاه تهران با رتبه عالی بود.

او به جهان نگاهی ظریف و قابل تأمل داشت. او به تمام معنا یک هنرمند بود او تمام احساسات زیبا و پررنگ را در قلب کوچک و مهربان خود ذخیره داشت. او یک نقاش زبر دست بود. او در دوستی به قدری خاص بود که به سرعت در دل جای می گرفت. او گنجینه ای از راز و رمز کیش بود که قدرش ناشناخته ماند و از اینهمه استعدادش در سالهای اخیر بهره گرفته نشد.

اما افسوس او هنوز تا مرز ۶۰ سالگی فاصله داشت که چشمش را بر روی این دنیا فرو بست. او در سالهای گذشته یکبار رفتن به آن دنیا را تجربه کرده بود، چه دلنشین از آن جهان که چه لطیف و زیباست سخن می گفت آری او راحت شد او از تلخی کار در شرایط امروز و با این همه دوست ، از زندگی تنهایی این دنیا رخت بربست . او در هفته قبل در اصفهان در جمع خانواده اش با صدای بلند و با تمام انرژی گفته بود که تا ۱۵ روز دیگر همه مشکلاتم حل می شود و براستی درست رأس ۱۵ روز همه مشکلاتش  حل شد و آرام گرفت . او دیگر برای تلاش کردن،  تلخی های زمانه را نخواهد داشت او دیگر در زندگی احساس تنهایی نخواهد کرد او نزد خداوندآرام است و آرامش دارد . او دیگر دغدغه کارهای نابخردانه اداری را ندارد. او در سالهای گذشته با آنهمه احساس لطیفش در کیش و با مدیریتهای مختلف رنجها دیده بود. در زمانی خصم را چشیده بود، در زمانی دیگر نیز  با وعده دادن و شوخی کردن با او زمان را از او گرفتند و در مرحله آخر نیز مثل همه جای کشور مشکلش باقی ماند و جوابی نشنید.

بله آنهایی که آقای جرجانی را می شناختند هیچگاه او را از یاد نخواهند برد او در توسعه کیش نقش ویژه ای دارد که اگر قرار باشد از کسانیکه در کیش نقش جدی داشته اند یادی شود او بحق در لیست طلایه داران قرار خواهد گرفت .

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 برای ديدن آلبوم  و اضافه کردن عکس لطفاْ به این آدرس مراجعه شود.
http://jorjani.yazdanpanah.com

 

عکس ها

زنده یاد مهندس جرجانی 5 آذر 1386 ابوظبی





فرزندان مهندس جرجانی سالار و بهادر باتفاق آقای فدائی در بهشت سکینه کرج 24 اسفند 1386 - آقای جرجانی علاوه بر خصلت های بزرگ انسانی پدری شایسته ومهربان بود.





مهندس جرجانی 6 آدر 1386 دبی





آقای جرجانی باتفاق آقای شیرازی منش ابوظبی 5 آذر 1386





آقای جرجانی باتفاق آقای زرگران آقای میرفخرائی وآقای معتضد در کرمان باغ شازده 4 خرداد 1383





با خواندن نماز بر شادروان مهندس جرجانی در امامزاده طاهر کرج آحرین لحظات وداع فرا می رسد.24 اسفند 1386





آقای مهندس لهسائی از جمله نزدیکان آقای مهندس جرجانی بودند که برای انجام تشریفات تشییع و تدفین زحمت زیادی متحمل شدند.





گریه های ولی الله جرجانی برادر زنده یاد مهندس جرجانی بر پیکر برادرش خیلی غم انگیز بود او می دانست چه عزیزی از دست رفته است.





آخرین لحظه خاکسپاری با وداع سوزناک همسر و فرزندان مهندس جرجانی با ذکر سپاس فراوان از خدمات او پایان یافت. 24 اسفند 1386





آقایان زرگران- آتش آفروز-فدائی و زنده یاد مهندس جرجانی در باغ ملارد 7مرداد 1384





مهندس نوروزی دائی مهندس جرجانی از همان ابتدای مراسم علیرغم همه غصه ای که در دل داشت از هیچ تلاشی فرو گذار نبود و هماهنگی مراسم را بعهده داشت و سعی داشت که زیارت عاشوراحتماً در مراسم قرائت شود.





چهل روز بدون زنده یاد جرجانی گذشت و در چهلمین روز اقوام ودوستان در امام زاده طاهر کرج جمع شدند و در فضائی زیبا و روزی بهاری درجوار آرامگاهش یادش را گرامی داشتند. (سوم اردیبهشت 1387)





آری روحش به آسمان پرواز کرد.





 
نظرها

    ،  
mahdavi_guissou: midunam ke cheghadr marge aghaye jorjani baratoon sangine vali man parirooz ye chizi ra fahmidam ke cheghadr hameye kishvanda doosesh dashtan kash mididin che tashee kardan hame vase khodeshoon saheb aza boodan kasi donbale saheb aza nemigasht va man taze fahmidam in adami ke bezaher hamishe tanha bood cheghadr too dele mardom ja dasht roohash shad va yadash hamishe zende



    ،   کانادا
Khabari ke derooz be man dadi dar morede Dargozashte Gorgani ,enghadar man ro moteaser karde ke be in zoodi ha ghame az dast dadane yek dooste khoob ,yek mohandes va honarmande vagheie,khatat ,mehraban ,yek ensane ba vafa ra nemitavan az yad bord .Hamishe yadash geramist va khaterate shirinnash dar dele hamaye doostan baghi khahad mand .roohash shad va rahmate khodavand bar ao bad .
Az ghole man be khanevadeye azizash va hameye doostane moshtarekeman Tasleyat befarmayeed.
Baghaye salamatye hameye shoma azizan va doostane khobam ra az khodavande mottal khastaram.

Ba Ehteram
Javad



    ،  
بزرگی گفته است : هر انسانی که از دست می رود ، گویی پاره ای از
وجودمان نیز کم می شود و گویی از زبان اندیشه تسلی بخش او می شنویم که : در غربت مرگ بیم تنهایی نیست یاران عزیز آن طرف بیشترند . مهندس فضل الله جرجانی را سالار کیش می شناسند چرا که در دوران اولیه توسعه کیش ، سخت کوشانه ، مهربانانه و مردمی چونان که دوران عمرش جان برسر عشق خود : خدمت و مهر به ایران و ایرانی نهاد . زنده یاد مهندس فضل الله جرجانی انسانی با صفا ، هنرمند و شایسته بود که توانست با گذر از دشوار یها و به تنهایی ، سالیان سال در سازندگی زیر بناهای جزیره کیش ، سخت اثر گذار باشد . او در پی پاداش نبود و چشمداشتی هم نداشت اما نیک نامی اش بدرقه راه آخرتش شد و نیز پندی از روزگار ، برای بازماندگان و ما که : تنها نام نیک است که می ماند . یاد و نامش را گرامی میداریم و برای تکریم انسانیت و ستایش خدمات او در مجالس زیر شرکت می کنیم:

*تهران – سعادت آباد – میدان کاج – مسجد حضرت رسو ل( ص ) – روز یکشنبه مورخ 26/12/86 از ساعت 13 الی 30 : 14
* جزیره کیش – مسجد حضرت امیر المومنین ( ع ) – روز دوشنبه مورخ 27 / 12 / 86 از ساعت 16 الی 18
مهدی یزدان پناه == علی یزدان پناه



   احمد خجسته ،   تهران- شرکت آرین پارسه کیش
وقتی به دنیا می آئی در گوش اذان میگویند وقتی از دنیا رفتی برایت نماز میخوانند فاصله عمر از اذان تا نماز است .
از شنیدن خبر فوت مهندس جرجانی شوکه و متاثر شدم .
خبر فوت ایشان ناباور بود .انسانی که سراپا شوق و شوخ و سر زنده دلی وطراوات بود .ایشان یکی از قدیمی ترین مهندسان و از سازندگان اولیه جزیره کیش بود .
خداوند متعال روحش را قرین رحمت نموده و به خانواده محترم ایشان صبر عنایت فرمایند .
ضمن عرض تسلیت به مهندس یزدانپناه این مرد برزگ سازنده کیش که همیشه در خاطره ها نام نیک ازاو به یاد مانده است از این کار نیک ایشان نیز تشکر می شود .
خجسته



   دوست قديمي ،   تهران
سعدي نشته بر دل مهري به روزگاران بيرون نميتوان كرد الا به روزگاران
من از بستگان فضل ا.. بودم و به تحقبق مي گوييم خيمه فاميل بود.واز دست دادنش به معناي رفتن روح اميد و نشاط از يك جمع بزرگ خانوادگي بود. از نظر خصائل مثبت انساني و وفاداري و احترام به مادرش بي نظير بود.او به مفهوم واقعي انسان بود انساني فراموش نشدني و بزرگ . به حق است كه يادبوي هميشگي از او در كيش ساخته شود. اين كار با پيگيري شما - دوستانش- محقق خواهد شد.



   Mehrdad Kermani ،   کانادا Montreal
دلم گرفت انسانی به تمام معنا کامل
دوستی بی ريا
مهندسی زبر دست
عاشقی تمام عيار
هنرمندی با قريحه
آرشيتکتی کم نظير و صاحب سبک
و صد البته جوانمرد بود.
روحش شاد



   tara taghavi rafsanjanii ،   kish island
مردی خوشرو و با محبت از ميان مردم جزيره رفت!!
همه کيش عزادارن.
مهندسی از ميان مهندسان جزيره رفت.رفت ولی يادوخاطراتش هميشه با همه خواهد بود!!
ما که دوسشون داشتیم والبته همه دوستشان داشتن!!دیگه نمیدونم چی بگم....هرچی ازشون بگم کم گفتم......



   آسيه باي بردي ،   كيش
مرثيه اي براي مردي كه به سايه رفت .
پهلوان داناي عاشق
به نو كردن ماه بر بام شدم , ماه بر نيامد
پرندگان بال در هوا گشودند , ماه بر نيامد
باور نمي كنم كه مهندس جرجاني در گذشت
همچنان كه مردن چراغ , به سادگي مرگ نور است
نه او در نگذشته است
چون او يك كلام , در گذشتني نيست
جانش را نفس به نفس
مايه دست جاودانگي خود كرده
او كه ماده ناپايداري بود به نيرويي پر طپش
مبدل شد .
ما همه در مي گزريم , نه شكوه ايست نه اعتراضي
او داربست بلند ما بود
پس يه سوگش نمي نشينيم
گرد هم مياييم تا نام بلندش را حرمت بگزاريم
به او سلام مي كنيم.
حضور شادش محسوس است
پيش پايش بر مي خيزيم
حالا مي توان ماه را ديد .
در آسمان , زير كهكشان , بالاي پر پرواز پرندگان .
به ياد دوست قديميم
مهندس فضل اله جرجاني
آسيه باي بردي



   الهه/ک ،   کیش
آقای مهندس یزدان پناه برای آمدنتان لحظه شماری میکردیم و بی تاب قدومتان بودیم اما چه زود میروید ...


حرفهای ما هنوز ناتمام ،
تا نگاه می کنی وقت رفتن است ،
باز هم همان حکایت همیشگی

اي دريغ و حسرت هميشگي!
ناگهان
چقدر زود
دير مي شود!



اندوه هجرت ناگهانی مهندس جرجانی را تصلایی جز حضور زيبای شما پس از هفت سال در کيش نبود...
چشمانمان به حضور گرمتان روشن و نقش قدوم مبارکتان بر دهکده ساحلی خلیج فارس امید تازه ای برای کارکنان و تمام همراهان پروژه شد .
امیدواریم این بار پذیرای شادکامیتان باشیم.
دوستدارن شما ِ
پرسنل شرکت سهامی تجار کيش



   سجادی ،  
مردی که با گشاده روئی همه قلبها را می گشود و عجب آنکه هیچگاه واقعیت لبخندهایش را درنیافتم ، از شادی می خندید یا بر تلخی ؟
آخرین بار که دیدمش ، به سختی نگرانش شدم ، اینبار لبخندهایش بهانه دلخوشی نداشت که همه تلخکامیها را یادآور بود و عرق سرد که در سرمای زمستان همراه با زهر خند همیشگیش ، به سختی نگرانت می ساخت .
باشد که در جوار رحمت حق ، لبخندهایش دیگر دلخنده باشد .



    ،  
Dear Mr. Yazdanpanah;

I personally like to thank you for your presence in his funeral, Musk in Tehran, Musk in Kish Island for the Last respect to Mr. Fazlolah Georgani. A Man with biggest sole that I have ever meet. ( He even must have been a god sent or a Angel!)

I was very very fortunate to Spend last 8 Years of his life with Fazi Georgani. I got to know him in ways that no one knew him. He was the God Father of my daughter, a Father, Mother, Friend, Confident, Mentor, Spiritual leader and advisor to Me and My Wife. We spend over 18 to 20 hours a day to gather every day for past 8 year. Every time that he was over in Tehran, Though he missed us but he was happy that he will be seeing you. He specially loved your garden in Karaj. He always talked about you, Your brother Ali and most of all Your respected Mother. He Honestly Missed you in Kish Island.

When My mother passed away 8 years ago, I felt broken. When Fazi Georgani Passe away, I felt destroyed!

Any way From Bottom of my hart, Deepest part of my sole, and all my passion, THANK YOU FOR BEING HIS TRUE FRIEND.

With greatest respect and wormiest thanks.

Kaveh Salami

P.S: He is not here in Physical sense but he always be a part of Kish Island. If there is any thing that I could do for you please feel free to contact me.
My Cell No. +98 934 769 4125.
07644443566



   فریناز عسگری ،   جزیره زیبای کیش
یاد باد آن روزگاران یاد باد
اسفند 86 بود. این را به یاد دارم اما تاریخ دقیقرا عامداً به دست فراموشی سپرده ام.
در کنار دوستم آسیه بای بوردی این خبر را شنیدم. مانند همه خبرهای غم انگیز حالت دفاعی گرفتم و دوستان را نصیحت کردم که این راه ،راه همه ما است.
اما...
نگاه قدیمی های جزیره ،همدردی مرا هم با همه توصیف های جانانه ،به شناختی منحصر بفرد معطوف کرد که از یک شناخت جالب و آگاهی خاصی خبر می داد.
او جزء اولین مهاجرین جزیره بود : فردی مطلع ،آگاه ،تحصیلکرده ،هنرمند ،شوخ و....
آسیه بای بوردی تلفنی با دوستانش صحبت می کرد ، از جمله شنیده هایم این بود که دیشب مهندس در بیمارستان بود و امروز دیگر نیست. غمی سنگین فضا را پر کرده بود.
خاک خوب جزیره ،مهندس جرجانی را به دل خود فرا می خواند اما نه – از خاک مشتی برداشته شد تا در امامزاده طاهر در کنار قبر شاملو و دیگر هنرمندان – منجمله دایی مهندس جرجانی – بر مزارش ریخته شود.
ببار ای نم نم باران ....
نم نم بارانها شور از گوشه چشمان مردم سرازیر شده بود. آیا مهندس جرجانی با تمام تلاشی که برای زندگی و ساخت جزیره همراه با دیگریاران انجام داده بود ،به توازنی در زندگی رسیده بود؟!!!
اگر کل کویر ها را بتوانند سبز کنند،باز هم کویر جنگل نمی شود ، اما امثال معمارهایی مانند مهندس جرجانی ،بولدوزورهایی بودند که کویر را سبز کردند.
ساخت و ساز در این جزیره ،ور رفتن و شکل دادن ، واقعیتی است که در معرض دید است اما سازنده ، بیشتر هنر ووجود خود را باز می تاباند تا آن چه را که سازمان قصد کرده بود و فقط بر روی کاغذی ثبت کرده بود به انجام برساند و اصل لذت را بینندگان ساکن و گردشگری برده اند .
او چه کسی بود که توانست مهندس یزدان پناه ، مدیرعامل اسبق جزیره کیش را پس از هفت سال به اینجا بکشاند . سفر مهندس جرجانی که باعث غم بی حد اهالی نگین خلیج همیشه فارس شده بود در کنارش باعث شادمانی انها نیز شد.به گفته مدیرعامل اسبق جزیره کیش ، از این دست هنرمندان و سخت کوشان با تجربه در این جزیره کم نبوده و نیستند ، پس بیائید تجارب و هنر آنها را پاس بداریم.
من انگیزه خاص نداشتم ، فقط هوس کردم غمی را که این چند روزه در چهره یاران و دوستانش دیدم – که یاران نه تنها کم نبودند بلکه شاید به شمارش نیایند – بنویسیم و خب نوشتم .
اصل لذت را دوستانش از مصاحبت با او برده اند و من افسوس می خورم که چگونه است که پس از سفرش باید با این شخصیت آشنا شوم!!!!
شعور ، فرهنگ ، تیز بینی ، و حساسیت موشکافانه به اضافه سرزندگی مهندس جرجانی که در کندوکاوی استوار بریاد آوری های بجا و با معنا از او تبلور پیدا کرده ، خاطره اش را ماندگار می کند .
سرزندگی این هنرمند که مانند هیچ کس نبود ، نکته ای با اهمیت و حتی حیاتی از دیدگاه من است.
حاج آقا شفیعی دستشان درد نکند . آقای شیرازی منش ، دست مریزاد، مهندس یزدان پناه قدم روی چشم ما گذاشتند.
یاد باد روزگاران پر خاطره برای دوستانش یاد باد.

اسفند ۸۶



   آیسا ابریشمی ،   جزیره کیش
توضیح : این متن در مراسم یاد بود زنده یاد آقای مهندس جرجانی در تاریخ 27/12/86 در مسجد امیر جزیره کیش توسط دختر آقای ابریشمی مدیر جموعه سالار کیش قرائت شد که مورد توجه حضار قرار گرفت و آنان را تحت تأثیر دکلمه زیبایش قرارداد.
-----------------------------
سلام به تو اِی که بی خبر رفتی
با وجود اینکه چند روزی نیست که از پیش ما رفتی ولی هنوز باور ندارم که دیگه وقتی به در خونت بیام تو نباشی .........
به یاد چشمات که می افتم غمی بزرگ تو اون می بینم ....................................
یاد ته بهت گفتم که چشمای مهربانی داری و منو با نگاهت به هر جایی که می خواهم می بری پس چرا این قدر زود رفتی
تنها بودی و تنهایی را دوست نداشتی من خیلی دلم برایت تنگ شده
خدا کنه وقتی که بیدار می شم ببینم که همه ی اینها یک خوابه خداکنه .
-----------------------------



   مهنازاميري ،   كيش
يك روز قبل از رفتنش در سازمان ايشان را ملاقات كردم وپيام تبريك سال را نو را تقديم ايشان نمودم از اينكه به يادش بودم خيلي خوشحال شدو چند دقيقه با هم از خاطرات سختي كارهاي گذشته گفتيم وذكر خير شمار را داشتيم كه چگونه با درايت و راهنمائيهاي مملواز شوق وعشق خدمت به مردم نام كيش راازآمارمناطق محروم حذف وبه منطقه اي آباد تبديل كرديد. اگر خاطرتان باشد در آن ايام بودجه ودرآمد كافي نداشتيم و پيمانكاران به اعتبار روي گشاده شما ادامه كار ميدادند.
يادش گرامي و روحش شاد



    ،  
روحش شاد باد.تلخ است و ناباورانه اما حقيقت دارد چونکه واقعيتي است اجتناب ناپذير.اما خوشبخت آنانی هستند که هم خالق از خلقت او راضی است وهم مخلوق از معاشرت با او. زنده ياد آقای جرجانی اينچنين بود.اما جای دارد در همين جاذکر خيری از شما(جناب مهندس يزدانپناه) کنم که انصافا در دوستی کم نظير شايد هم بی نظير هستيد اين را در عم همه دوستان و يارانتان ثابت کرديد. برکم



   Sashly Amookhteh ،   Tehran
I missed a great dad, someone so close to my heart. I know you always dreamt about it, but what are we going to do without your love and support.There are rare people who know how to live, how to love & how to leave, You were one of them.I was so lucky for having the chance to know you and your family.You are my greatest teacher, and dearest father.
Love you BABA FAZI, I won't miss you cause you're always beside us.



   Salar Jorjani ،   Salar kish



   ایقانی ،   جزیره کیش
Friday, March 21, 2008 2:53 PM
نوروز باستانی فرخنده باد بانثار صمیمانه ترین شادباشهاسال سرشار از تندرستی وکامیابی را برایتان آرزومندم 0

با آرزوی موفقیت برای شما و خانواده محترمتان و بعد از گذشت 7 سال ورودمجدد به جزیره زیبای کیش و در آستانه عید نوروز ساکنین قدیمی کیش را خوشحال نمودید گرچه فوت ناگهانی مهندس جرجانی باعث اندوه شد ولی از طرفی ورود شما به جهت شرکت در مراسم ختم این مرد بزرگ و گرامی این حادثه تلخ را تا حدودی از بین برد به امید روزی که شاهد حضور سبزتان باشیم 0



    ،  
برای ديدن و اضافه کردن عکس به آلبوم عکس های آقای جرجانی لطفاْ به این آدرس مراجعه شود.
jorjani.yazdanpanah.com



    ،  



   سهراب بلبلیان ،  
دوستان بسیاری داریم و از این بابت خشنودیم اما باید پذیرفت آقای جرجانی از جنس و ماهیت دیگری بود .عکسهایش را مروری میکنم لبخندی میزنم ، رفتن او را باور ندارم .وجودش آنقدر در ما اشباع است که حس نبودن اش غیر ممکن جلوه می کند .اما سکوت ادامه دارد و چون شبحی آرامش روح و روان را مختل و کاسه صبر آدمی را لبریز می کند ...دل تنگی به سراغ می آید ،چه کنیم؟...خدا را شاکریم که اشک را آفریده تا چنین هنگام مرهمی باشد ...ای وای...



    ،  



   فریدون مظلومی ،   کیش
يکی ديگر از ياران تلاشگر وبا وفای کيش از ميان ما رفت و لبخند های زيبای خود در حافظه ما به يادگار گذاشت و مارا سوگوار کرد خدا رحمتش کند
اين مصيبت ناگوار را به همه دوستان تسليت عرض مينمايم .



   بهرام عرب وند( ماهنامه پژواك كيش) ،   كيش
به استقبال بهار
جرجاني هم به پرندگان بهاري پيوست.
روحش شاد و يادش گرامي باد.
چشمهاي سرخ آفتاب بر صورت تو و
پيراهن سياه بر تن مردم
همه دنبال من مي گردند
و هيچكس نمي داند
من
بالاي دست آنها گم شده ام



   gisoo ،   kish
40 rooz gozasht nashod roozi ke yadesh nakonam bekhosoos inke masire man joorie ke az jeloye khoonash rad masham.jash kheili khalie.emshab be yad in aziz jeloye manzelash shamee roshan mikonim va yadash ra gerami midarim.



   جمشید جوانی ،   لوس آنجلس
پرواز فضی رو بسوی خالق به روح بزرگش تبریک و به خوانواده مهارمش تسلیت میگویم. می او را بیش از سی سال است که ندیده ام اما او همیشه در قتب من جا دارد. من هم شیرینی آن پرواد را چشیده ام. روحش شاد باد.



   نیما نجفی بوساری ،   کیش
من مهندسی جوان در کیش هستم. همیشه آرزو داشتم که روزی فقط بتوانم از نزدیک مهندس جرجانی را ببینم. خدا خواست و طوری شد که یک روز ناخودآگاه مهندس جرجانی مرا به خانه خود دعوت کرد. خوشحالیم بی حد بود. تا میتوانستم از موقعیت استفاده کردم و سووال پرسیدم. خیلی خوش گذشت. چندین بار دیگر نیز مرا دعوت کرد و مرا راهنمایی می کرد.الان بازرس جامعه مهندسان کیش هستم و جای مهندس جرجانی خالیه خالیه



   علیرضا جرجاتی ،   تهران
آقای سعید جرجانی پسر عموی مرحوم فضل الله جرجانی

دیروز در سن شصت سالگی بر اثر ایست قلبی فوت کردند .

فردا صبح مراسم تشیع ایشان در باغ رضوان انجام

و در قطعه بیست و سوم دفن خواهند شد

برای شادی روحش صلوات و برای آمرزش او دعا کنید



   parsajorjani ،   tehran87/11/09
parsajojani



   parsajorjani ،   tehran87/11/09
parsajorjani



   بهرام عرب وند ( ماهنامه پژواك كيش) ، كيش ،   كيش87/12/15
گاهي نبودن روشن ترين دليل حضوراست.

يكسال از فقدان دوست گرانقدرو هنرمندمان فضل اله جرجاني گذشت.
يكسال از درگذشت مردي از تبار عشق ، از سرزمين بالندگي و شوق و از ديار دوست داشتن و دوست داشته شدن گذشت. مردي در كنار جويباري بنام عمر كه او هم نتوانست روح سبكبالش را در تن شيدايي اش به قفس جسم دنيايي اش محصور و محدود نمايد. مهندس فضل اله جرجاني يك وجود برگرفته از عرفان ، دانش ، از اعتبار علمي و ارزش مردمي ، انساني پايدار كه ماندن نيز نتوانست قلب سيراب ناشدني پر از مهر و عطوفتش را تسكين بخشد. او شيفته رفتن بود و در سرزمين سنگ و آهن و جسم و در محدوده عمري كه در كار خوردن و خوابيدن و نازپروردگي است تاب تحمل نياورد.



   منصور نوربخش ،   تهران87/12/19
مرگ پایان کبوتر نیست



   منصور نوربخش ،   تهران87/12/19
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بردل
از کاروان جه ماند جز آتشی به منزل
یادش گرامی و روحش شاد باد
نوربخش



   جواد روشن منیری ،   کانادا تورنتو87/12/19
سالگرد وفات دوست عزیز همه؛ مهندس جرجانی را به همه دوستان تسلیت عرض می‌کنم و یادش گرامی‌ با‌د

J. Moniri



   مسعود ،   تهران87/12/19
او را دو يا سه باري در كيش ديده بودم. در اولين ملاقات مي‌شد بي‌پروايي او را در ايجاد رابطه دريافت. او كيش را دوست داشت. با ماشين SUV امريكايي‌اش اعتقاد عجيبي به كيش داشت و آن را مقدس مي‌دانست. مي‌گفت: Kish is a holyl and and respectful. براي همين ديدگاهش بر اين پاره‌خاك آرميده در خليج فارس او را بايد احترام گذاشت.



   kaveh Salami ،   Kish Island87/12/20
يك سال گذشت؟! هنوز باورم نميشه. هنوز منطزر تلفنش هستم. همش در اين فكر هستم كه به مسافرت خارج كشور رفته و نتونسته تماس بگيره.
از جلوي مجتمع كه ميگزرم واقعا حالم بد ميشه. هر جا كه هستي هميشه در دل ما نقش بستي.
مدتي هست كه دخترم مار پله بازي ميكنه و جالب اينه كه عكس فضي جرجاني ميزاره جلوش و بجاش تاس ميريزه.
نبودش واقعا حس ميشه.
از سميم قلب دوست داريم بابا جي.

كاوه، شيلا و آوا



   مهدي شرف الديني ،   تهران87/12/20
انا لله و انا اليه راجعون ... الحق كه چه كار ارزنده اي كرده ايد جناب يزدان پناه و با اين سايت و طرح نظريات سنگ تمام گذاشته ايد . خدا اجرتان دهد كه تا اين حد متعهدانه به ياران رخت بربسته از اين جهان احترام مي كنيد و قدرشان را پس از مرگشان گرامي مي داريد . جرجاني را من آگاه دلي عارف و خوش قريحه و با اخلاق حسنه مي شناختم . دوست داشت در حدي كه فضا به او مي دهند ، در دنيا تاثيرگذار باشد و در ضميرش و حتي سخنش هيچگاه دلبستگي زيادي به دنيا و دنيا دلان نداشت و اگر يزدان پناه را هم گرامي مي داشت به خاطر درك و پذيرش توانمندي هاي او و فرصت هائي بود كه براي تجلي توانمندي هايش در اختيار او مي گذاشت و گاه مردمداري و اخلاقيات او را چون خود مي پنداشت . يادش گرامي و تربت تنهائيش عزيز . گر چه مي دانم كه دوست داشت در خاك مرجاني هميشه جاويد كيش آرام بگيرد و جاي داشت و دارد كه اگر ممكن شود روزي و روزگاري او را به عشقش مرواريد خليج فارس بسپاريم تا تاريخ شكوفائي كيش هم نقش او را فراموش نكند . گرچه با تاسف خيلي از نقش ها فراموش مي شوند و خواهند شد كه نقش و ياد من حقير هم چنين است و در هيچ نوشته و گفته اي يادي از اين پيردوران نمي شود كه عاشقانه براي آباداني و مجد و عظمت كيش و كرمان قدم در راه گذاشت و چون سرمايه مادي چنداني براي بي نيازي نه داشت و نه دارد و نيز پناهي براي ماندگاري جز عشق و صداقت ، آرام آرام از همه ي مواهب حضور در عرصه خدمت محو شد و در كنجي به عزلت نشست تا سرنوشت بر او چيره شود . خوب رسم اين روزگار همين است و نبايد دلگيري و غم ايام را بر خود فشرد كه اين ديگر نا سپاسي از كرامت و لطف الهي خواهد بود .
از زنده ياد جرجاني من هم خاطرات خواندني دارم : از روزگاراني كه غرفه سازمان عمران كرمان همزاد غرفه به يادماندني كيش در نمايشگاه بين المللي تهران را طراحي و اجرا مي كرديم تا طرح هائي كه براي احداث مناطق ويژه اقتصادي سيرجان و ارگ جديد و كيش را در ذهن مجسم مي كرديم و يا بازي هاي ماجراجويانه اي كه در كيش و در آستانه بهره برداري از مجتمع توريستي سالار كيش تجربه كرديم كه اين همه را به فرصتي ديگر واميگذارم . گرچه نمي دانم چرا محبت هاي يزدان پناه هيچوقت نصيب من كه روزي از نزديكان و خادمين كيش و كرمان بودم نشد و در حلقه دوستان شفيقش قرار نگرفتم و هرچه كوشيدم كه به او نزديك تر بمانم از او دورتر شدم !!! شايد و حتما حكمتي در كار بوده است . چون نه يزدان پناه كه ديگر عالي منصبان كرماني هم كه با تمام وجودم اوقات گرانبهاي عمرم را صرف خدمت صادقانه به آنها براي اجراي طرح هاي بزرگشان كردم تا من هم در سازندگي و آباداني گوشه هائي از سرزمين با شكوه و پهناورم ايران نقشي شاخص داشته باشم ، هيچكدام مرا به دوستي صميمانه خود نپذيرفتند و تا امروز به اميد فردائي بهتر كه سرانجام به سراغم خواهند آمد ، در حسرت دعوتشان و بي جواب به خود و خانواده ام همچنان پابرجا مانده ام با اين سئوال بي جواب كه واقعا چرا ؟ گاهي از همه آنها نا اميد مي شوم و گاه كه يادي از من مي كنند اميدوار مي شوم ، اما با اين همه به خود مي قبولانم كه تقدير و اين سرنوشت محكوم نه محتوم را هم بپذيرم تا روزي كه شايد ، آن هم شايد چون مرحوم جرجاني در سوكم قدمي بردارند و لااقل فرزندانم را به پاس زحماتم دلجوئي دهند انشا الله .
حالا از نزديك ترين دوستان يزدان پناه دو تن رفته اند : زنده ياد فرزاد نخعي و زنده ياد فضل الله جرجاني و آنها كه مانده اند انشا الله فوق صد ساله شوند اين ها هستند : سجادي ، زرگران ، ميرفخرائي ، معتضد ، دانه پاش ، بلبليان ،بركم و من كه هميشه در ته صف و در سايه مي مانم . عاقبتمان به خير انشا الله



   محمد رضا يزدان پناه ،   تهران87/12/21
یادش ماندگار
22 اسفند یادآور پرواز بلند مهندس جرجانی



   محسن هاشمي ،   كرج87/12/22
مهندس جرجاني اميد نااميدان به زندگي بود،او مردي خوش اخلاق، نيكو سرشت و خوش قلب بود، او هميشه خير همگان را مي‌خواست.
يادش گرامي و روحش شاد.



   Mehrdad ،   Mon87/12/23
Hamish feker mikonam alan zang mizaneh migeh man Jorjolah Fazlani raiiss anjoman eslami kalimian moghim markaz hastam. va badesh koli mikhandim



   الف ،   شهر سياه88/12/22


و اين بار تكرار غم!!!
........

در اين سياهي ها و در اين ناكامي ها در اين جنگ و بيماري ها در اين تاريكي جسم و قلب ها

چه كسيست كه از روشني از زندگي از عشق از خوبي و از زيبايي ها بگويد

چه كسيست كه در هنگام مرگ نزديكان به جاي به تصوير كشيدن چهره سرد سردخانه ،

گرما و حرارت زندگي جاويد را ترسيم نمايد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



و مرگ هم زيباست اگر بخواهيم



...

اما

دولت سياه ، دل سبز ملت را نيز به سياهي ها ؛ به غم خواهد كشيد

و چشمانمان را با هرچه نور و روشنيست ، بيگانه خواهد كرد








   رها ،   تهران88/12/23
سلام

خواستم يادآوري كنم امروز 23 اسفند ماه است و نه بيست و دوم.

لذا يادبود هاي امروز را بگذاريد!!!!!!

خوب امروز سالگرد وفات چه كسانيست؟؟؟؟؟

راستي چرا ايراني ها روزهاي خوب را يادآوري نمي كنند؟؟

مثلا" به جاي آنكه روز وفات را بگريند روز ميلاد يكديگر را بخندند!؟

نميشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

..





   يحيي ،   ملارد88/12/23
سلام

مدتي مي شد كه حجم كار و جابجايي درختان قطور ، اجازه نمي داد تا به سايت بپردازيم
ياد دوستان خوبمان بخير ولي خدايي اين عكس ها رو كه ديدم سردخانه و قبر و... مو به تنم راست شد و گمتن كنم امشب را تا صبح بيداري بكشم

منتظ ديدنتان هستيم
يا حق



   سعيدي مفلوك ،   كرمان88/12/23
سلام

تازه كجاشو ديديد چند روزه ديگه هم مهندس سالگرد آقاي سجادي رو قراره بزاره

ميگيد نه؟؟

هركي بخواد حاضرم باهاش شرط ببندم!!



   الهه هيكس ،   ..88/12/23
وااااااي نه تروخدا

امسال كه سال غم بود سال جديد رو با اميد و شادي و يادآوري چيزهاي خوب وزيبا شروع كنيم!!!!



   گل گزار ،   كاشمر88/12/23
سلام


ببخشيد خوب مگه مجبورتون كردند به اين سايت سر بزنيد؟؟؟؟؟؟؟؟


اين همه سايت شادي و رقص و آواز!!

ما مي خوايم عزاداري كنيم

كسي مشكلي داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ارادتمند مهندس يزدان پناه و سايت و و بلاگش يه جا باهم!!



   سعيدي مفلوك ،   كرمان88/12/23
در پاسخ به دوست خوبمون آقاي گل گزار:

بي همگان به سر شود

بدون يزدان پناه به سر نشود


لذا همان گونه كه مي بينيد ما مجبور هستيم براي اين كه روزگار به سر شود ؛ به ايشون سر بزنيم!!!





   احيايي ،   تهران88/12/23
سلام ببخشيد تاريخ سايت اشتباه است

امروز يكشنبه و 22اسفند است و نه بيست و سوم

ممنون



   احيايي جان يه نظر بنداز لطفا" ،   ..88/12/24
امروز دوشنبه و 23 اسفند است

تاريخ را اصلاح كنيد



   .. ،   02188/12/24
آهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي

كسي صداي منو مي شنوه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اي اصلاح طلبان تاريخ سايت را اصلاح كنيد


plzzzzzzzzzzzzzzzzz



   سجادی ،   تهران88/12/24
با آرزوی رحمت الهی برای مهندس جرجانی ، جا دارد از آقای مهندس یزدانپناه که به انحاء مختلف از دوستان رفته ، مانده و آمده یادآورند ، سپاسگذاری نمایم .



   فضل الله جرجاني ،   ؟88/12/24
می روم خسته افسرده وزار


سوی منزگه ویرانه ی خویش


به می برم از شهر شما


دل شوریده ودیوانه ی خویش




می برم تا كه در آن نقطه ی دور


شستشویش دهم از رنگ نگاه


شستشویش دهم از لكه ی عشق


زین همه خواهش بی جا تباه




می برم تا ز تو دورش سازم


زتو ،ای جلوه ی امید محال


می برم زنده بگورش سازم


تا از این پس نكند یاد وصال




ناله می لرزد ،می رقصد اشك


آه،بگذار بگریزم من


ازتو ، ای چشمه ی جوشان گناه


شاید آن به كه بپرهیزم من




بخدا غنچه ی شادی بودم


دست عشق آمد واز شاخم چید


شعله ی آه شدم ،صد افسوس


كه لبم باز بر آن لب نرسید




عاقبت بند سفر پایم بست


می روم ،خنده به لب ، خونین دل


می روم از دل من دست بدار


ای امید عبث بی حاصل



   طیبه یزدان پناه ،   تهران88/12/24
...
سر از بالين اندوه گران خويش برداريد
در اين دوران كه از آزادگي نام و نشاني نيست
در اين دوران كه هرجا ” هركه را زر در ترازو ،
زور در بازوست “ جهان را دست اين نامردم صد رنگ بسپاريد
كه كام از يكدگر گيرند و خون يكدگر ريزند
درين غوغا فرو مانند و غوغاها برانگيزند .

سر از بالين اندوه گران خويش برداريد
همه ، بر آستان مرگ راحت ، سر فرود آريد
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه مي دانيد ؟
چرا زين خواب جان آرام شيرين روي گردانيد ؟
چرا از مرگ مي ترسيد ؟

فریدون مشیری



 
ثبت نظر
نام :  
شهر :  
ایمیل :    
   
کد امنیتی :
تایپ کد امنیتی :    
 
 
وبلاگ  |  زندگینامه  |  پیشینه کاری   |  پروژه کیش   |  دیدگاهها   |  فعالیتهای فرهنگی اجتماعی   وب سایت   لینک ها
© 2009 YazdanPanah.com       Hosted by CyberPersia.com