|
یادداشت این صفخه در تاریخ 13 آبان 1385توسط آقای مرعشی نوشته شده و در وبلاگ خودشان به ثبت رسیده(http://www.marashi.ir/TeaShop.aspx?TID=28) من این یادداشت را همان زمان خواندم و در جلسات مختلف آن را برای دوستان نقل کرده ام .داستان غریبی است و آیا تا کی باید شاهد باشیم که کشورمان از توسعه باز می ماند!؟
اتوبان تهران –شمال و خا طراتي از شروع بي پايان آن
در سال ،۱۳۷۳ در دوران مسئولیت دفتر رئیس جمهور با توجه به اهمیت احداث اتوبان تهران- شمال و نقش آن در بهبود ارتباط ساکنان این ناحیه با مرکز و نیز دسترسی آسان مردم تهران به نوار سبز شمال و سواحل زیبای دریای مازندران ، پیگیری اجرای این طرح در دستور کار دفتر رئیس جمهور قرار داشت . نظر به محدودیت بودجه دولت ، جذ ب سرمایه گذارخصوصی بهترین گزینه بود . بررسیهای وزارت راه نشان می داد که اجرای این طرح به حدود چهار صد میلیون دلار سرمایه نیاز دارد و برای استهلاک این سرمایه گذاری از محل عوارض باید از هر خودرو بیست دلار ( هیجده هزار تومان امروز برای ۱۲۰ کیلومتر مسافت) دریافت شود که رقم بالائی بحساب می آمد . برای اقتصادی شدن پروژه ، قرارشد که علاوه بر سرمایه گذاری در احداث اتوبان ،با سرمایه گذاری در احداث چند شهرک در طول مسیر و شمال ، از ارزش افزوده احداث این شهرک ها برای تامین هزینه اتوبان استفاده شود . پس از گفتگو های فراوان با آقای ترکان وزبر وقت راه و سازمان مدیریت و وزارت خارجه ، سرانجام آقای رحمان گلزار ایرانی مقیم آمریکا و سرمایه گذار شهرک اکباتان ، برای اینکار مناسب تشخیص داده شد .آقای گلزار با همه ایرانیان که بعد از انقلاب از کشور خارج شده بودند متفاوت بود . این گروه از ایرانیان هر گاه برای کار در ایران فراخوانده می شدند ، قبل از هر چیز خواستار برگرداندن اموال مصادره شده خود بودند . آقای رحمان گلزار یکباردر جریان شکایتی که برادر وی از جمهوری اسلامی ،به دادگاه بین المللی لاهه کرده بود ، مردانگی خاصی کرده بود .بنا به گفته آقای افتخار جهرمی نماینده ایران در دادگاه لاهه ، برادر آقای گلزار (تبعه آمریکا ) با همکاری یک دفترخانه اسناد رسمی در تهران ، سندی جعل کرده بودند که بموجب آن آقای رحمان گلزار، یک سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی اکباتان را به ایشان فروخته بوده است ، لذا وی به حکم مصادره اکباتان معترض و چون تبعه آمریکا بود به دادگاه لاهه شکایت کرده بود.افتخار جهرمی می گفت ، ما وقتی با این شکایت مواجه شدیم ازرحمان گلزار کمک خواستیم و او گفت: این سند جعل است و من تبعه ایرانم و اکباتان متعلق به من بوده است (علیرغم مصادره اکباتان). او به دادگاه لاهه آمد و این شهادت را داد و پرونده ادعای یک میلیارد دلاری علیه ایران ، مختومه شد . وقتی رحمان گلزار را برای سرمایه گذاری در طرح اتوبان شمال دعوت کردیم ، در اولین جلسه گفت که بهیچ وجه خواستار بر گرداندن اموال خود نیست . او می گفت : از زمانی که به من مرخصی داده اید، من در خارج از ایران سه شهرک مشابه اکباتان ساخته ام و در باقی مانده عمر خود فقط فرصت اجرای یک پروژه بزرگ دیگر را دارم و آرزوی من این است که آن پروژه در ایران اجرا شود . او از اینکه فرصت اجرای پروژه تهران – شمال به او داده می شد ، ممنون ومتشکر بود . کوتاه کنم ، من و آقای ترکان در همه مراحل لز حمایت جناب آقای هاشمی برخوردار بودیم . مذاکرات مفصلی ظرف مدت چند ماه بین وزارت راه و گلزار انجام و نهایتا" قراردادی امضاء شد که آقای گلزار چهار صد میلیون دلار نزد بانک مرکزی سپرده گذاری کند و بانک مرکزی معادل ریالی آن را در اختیار ایشان بگذارد تا صرف اجرای پروژه شود و در مقابل اجراو تقدیم این اتوبان به وزارت راه ، دولت ده هزار هکتار زمین به این ترتیب، هشت هزار هکتار در آخرین چین خوردگی البرز به سمت دریای مازندران ، هزار و چهارصد هکتار در ییلاقات میانه راه و ششصد هکتار در حومه تهران در اختیار سرمایه گذار برای شهرک سازی قرار دهد تا پس از آماده سازی و فروش ، منابع خود را برگرداند و هر گاه درآمد فروش اراضی بیشتر از سرمایه گذاری انجام شده باشد با نظارت دولت ، سرمایه گذار ، اتوبان را پس از رسیدن به ساحل،به دو سمت شرق و غرب ادامه دهد . روزی که قرارداد امضاء شده وزارت راه و آقای گلزار را برای صدور دستور نزد آقای هاشمی رفسنجانی بردم ایشان دستور روشن و قاطعی به آقای دکتر حبیبی معاون اول رئیس جمهور دادند تا موضوع در دولت برای تصویب نهائی مطرح شود . پس از پی نوشت نامه آقای ترکان، آقای هاشمی ضمن تاکید بر پی گیری موضوع ، پیش بینی خود را به من گفتند که البته باور آن برای من تلخ و سخت بود .پیش بینی ایشان این بود که " نمی گذارند این کار انجام شود . گفتم چرا ؟ گفتند در ایران نمی گذارند کار های بزرگ انجام شود. همین که کار شروع شد ،با یک نطق قبل از دستور در مجلس و یا با یک مقاله در روزنامه ها و یا با احضاریه یک دادگاه او را از کشور می رانند." و تقریبا" همین طور شد و موفق نشدیم پروژه را با آن همه مقدمه شروع کنیم و آقای گلزار یکبار دیگر ایران را ترک کرد . در ماه های پایانی دولت اقای هاشمی اجرای طرح به بنیاد مستضعفان واگذار شد و پروژه ای که باید ظرف چهار سال به پایان میرسید اکنون علیرغم تلاش های بی وفقه مدیران دلسوز بنیاد و مجریان طرح به دلیل کمبود و یا نبود منابع کافی مالی، پس از حدود ده سال کمتر از بیست در صد پیشرفت فیزیکی دارد .
شنبه سیزدهم آبان ماه هشتاد و پنج
|