English | Persian
  امروز: دوشنبه ١۵ شهریور ١٣٨٩  
وبلاگ  |  زندگینامه  |  پیشینه کاری   |  پروژه کیش   |  دیدگاهها   |  فعالیتهای فرهنگی اجتماعی   وب سایت   لینک ها
 
     تنگه و پژواك 87/01/18

تنگه

صبر کن اي دل پر غصه درين فتنه و شور
گرچه از قصه ما می ترکد سنگ صبور

از جهان هیچ  ندیدیم و عبث عمر گذشت
ای دریغا که ز گهواره رسیدیم به گور

تو عجب تنگه عابر کشی ای معبر عشق
که بجز کشته عاشق نکند از تو عبور


در فرو بند بر این معرکه کان طبل تهی
گوش کیتی همه کر کرد ز غوغای غرور 

تیز برخیز ازین مجلس و بگریز چوباد
تا غباری ننشیند به تو از اهل قبور 

‏مرگ می بارد ازین دایره عجز و عزا
شو به میخانه که آنجا همه سورست و سرور 

شعله اي بر کش و برخيز ز خاکستر خويش
زانکه تا پاک نسوزی نرسی سایه به نور

پژواک

‏دل شکسته ما همچو آینه پاک است
بهای در نشود گم اگر چه در خاک است 

‏ز چاک پبرهن یوسف آشکارا شد
‏که دست و دیده پاکیزه دامنان پاک است 

‏نگر که نقش سپید و سیه رهت نزند
‏که این دو اسبه ایام سخت چالاک است 

‏قصور عقل کجا و قیاس قامت عشق
تو هر قبا که بدوزي به قدر ادراک است  
‏سحر به باغ درآ کز زبان بلبل مست
بگویمت که گریبان گل چرا چاک است

‏رواست گر بگشاید هزار چشمه اشک
چنین که داس تو بر شاخه های این تاک است 

‏ز دوست آنچه کشیدم سزای دشمن بود
فغان ز دوست که در دشمنی چه بی باک است 

‏صفای چشمه روشن نگاه دار أی دل
اگر چه از همه سو تندباد خاشاک است

‏صدای تست که بر می زند ز سینه من
کجایی ای که جهان از تو پر ز پژواک است

‏غروب و گوشه زندان و بانگ مرغ غریب
بنال سایه که هنگام شعر غمناک است 

‏دل حزینم ازین ناله نهفته گرفت
‏ببا که وقت صفیری ز پرده راک است.
 

عکس ها






 
نظرها

   یزدان پناه ،   تهران
آقای ایزدی
با سلام و تشکر از شما ، خوب است بگویم که آقای علم انسانی با احساس ، درد آشنا ، سخت کوش و در عین حال دانا است. قدر ایشان همانند بسیاری از افراد این جامعه ناشناخته ماند.او خدمات با ارزشی به کیش کرد.بعداز این همه خدمات پاداش او را نیز همانند دیگر خدمتگزاران به کشور داده شد و کشوراکنون از خدماتش محروم است.یادش نزد کسانی که او را می شناختند همیشه گرامی خواهد ماند. من هم در هر کجا که باشد برای او و خانواده اش آرامش و همه خوبیها را از خداوند آرزو می کنم.یزدان پناه



    ،  



   F-M ،   Kish
با سلام ودرود بی پايان

ابريش می مراشکستی ربی!
به من در عيش را بستی ربی!
من می خورم توميکنی بد مستی!
خاکم بدهن مگر توهستی ربی ؟
ناکرده گناه در جهان کيست ؟ بگو
ان کس که گنه نکرده چون زيست ؟بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
ژس فرق ميان من و تو چيست ؟بگو
***شادی بطلب که حاصل عمر دمی است ***
افسوس که نامه جوانی طی شد
واین تازه بهار زندگانی دی شد
حالی که ورا نام جوانی گفتند
معلوم نشد او که کی امد کی شد؟
من دامن زهد و توبه طی خواهم کرد
با موی سپید قصد می خواهم کرد
پیمانه عمر من به هفتاد رسید
این دم نکنم نشاط کی خواهم کرد!



   محسن هاشمي ،   كرج
با سلام
بله البته جناب آقاي علم انسان شريفي هستند
ولي اي كاش بجاي زمزمه اشعار در سواحل كيش حد اقل با ايشان خداحافظي مي‌كردند



 
ثبت نظر
نام :  
شهر :  
ایمیل :    
   
کد امنیتی :
تایپ کد امنیتی :    
 
 
وبلاگ  |  زندگینامه  |  پیشینه کاری   |  پروژه کیش   |  دیدگاهها   |  فعالیتهای فرهنگی اجتماعی   وب سایت   لینک ها
© 2009 YazdanPanah.com       Hosted by CyberPersia.com